بازگشت

راه های افزایش سلامت روان در خانواده

۱۴۰۱/۰۴/۰۳ (۰) دیدگاه
راه های افزایش سلامت روان در خانواده

خانواده گروه کوچکی است که از زن و شوهر و فرزند یا فرزندان تشکیل می شود. عضو خانواده بودن یعنی در نوعی شبکه ی عاطفی سهیم شدن، به یک گروه اجتماعی تعلق داشتن، تاریخ مشترک داشتن و به محیط زندگی خاصی عادت کردن. اهمیت خانواده نیز به خاطر همین دستاوردهاست.

خانواده اولین محیطی است که شخصیت کودک را شکل می دهد. خود این محیط در محیط گسترده تری تحت عنوان فرهنگ جای می گیرد. بنابراین خانواده به شدت از فرهنگ تاثیر می پذیرد و شکل می یابد.

خانواده از این نظر اهمیت دارد که محل انتقال سنتها، باورها و انواع مختلف شناختهاست (از شیوه ی غذا خوردن تا افکار سیاسی). خانواده، از طریق اجتماعی بار آوردن کودک، میراث فرهنگی آماده و تجربه شده به وسیله ی نسلهای گذشته را در اختیار کودک می گذارد. همچنین برای او ایده ئولوژی خاص و دنیای خاصی فراهم می آورد.

اجتماع امروزی با واقعیت بسیار مهم و غم انگیزی رو به روست: شکاف بین نسلها. اکثر والدین قبول دارند که فرزندان خود را خوب نمی شناسند و روابط آنها با یکدیگر مثل روابط بیگانگان است. حتی تعدادی از والدین معتقدند که این شکاف روز به روز عمیقتر و فاجعه آمیزتر می شود.

به نظر می رسد که در دوره ی خردسالی، والدین به فرزندان خود نزدیک هستند، اما به هنگام نوجوانی و جوانی، فاصله روز به روز بیشتر می شود. در این دوره ها ارتباط به تدریج کم می شود و در برخی موارد به کلی از بین می رود. بدین صورت نوجوانان با والدین خود نه تنها همراهی نمی کنند بلکه به مخالفت بر می خیزند. چرا؟

برای آنکه بتوانید به این سوال پاسخ دهید، موقعیت خاص خانواده ی خود را در نظر بگیرید. چه موقع، در چه شرایطی، چند بار در ماه یا در سال، اعضای خانواده دور هم جمع می شوند تا با یکدیگر ارتباط نزدیک داشته باشند و درباره ی مسائل صحبت کنند؟ ممکن است پاسخ شما چنین باشد: به ندرت و شاید هم هرگز!

بسیاری از والدین سعی می کنند، آنچه را که از نظر خوراک، پوشاک و مسکن برای فرزندان خود مناسب می دانند فراهم آورند. آنها همیشه به این فکر هستند که خوشبختی و امنیت فرزندان خود را تضمین کنند، اما در اکثر موارد تنها به مسائل مادی و رفاهی فرزندان می اندیشند. آنها برای رفع نیازهای روانی و هیجانی خانواده ی خود وقت و انرژی لازم صرف نمی کنند. در اغلب خانواده ها تصور بر این است که فراهم آوردن خوراک و پوشاک کودکان، همه ی مسائل آنها را نیز حل می کند.

آیا تا به حال به این فکر افتاده اید که چرا کودکان این همه در اختیار تلویزیون هستند و خیلی چیزها را خوب یا بد از آن یاد می گیرند؟ به این علت که تلویزیون، برای کودکان خیلی نصیحت آمیز حرف نمی زند، آنها را مثل سایه دنبال نمی کند، دستور نمی دهد و به انجام دادن کارهای خانه یا فعالیتهای دیگری که دوست ندارند مجبور نمی کند. برنامه های تلویزیونی برای جلب توجه کودکان و ارضای نیازمندیهای روانی آنها از هیچ تلاشی فروگذار نیست و درنتیجه کاملا موفق است. در صورتی که برخی والدین برای ایجاد تماس مستقیم و عاطفی با فرزندان زیاد تلاش نمی کنند و پس از آنکه فرزندان مطابق میل آنها بار نیامدند در تعجب فرو می روند و آه و ناله سر می دهند که روزگار عوض شده است، بچه ها بی تربیت شده اند، نه پدر می شناسند نه مادر نه بزرگ می شناسند و نه کوچک!

آیا تا به حال چند بار اتفاق افتاده است که دعوت انجمن اولیا و مربیان را بپذیرید و در برنامه های مدرسه شرکت کنید؟ تا چه اندازه از فعالیتهایی که فرزند شما در مدرسه انجام می دهد اطلاع دارید؟ آیا برای رفتن به مدرسه واقعا وقت نداشتید؟ آیا به جای رفتن به مدرسه، ضافه کار کردن و اضافه پول در آوردن واقعا اهمیت بیشتری داشت؟ آیا واقعا ضرورت داشت که به جای رفتن به مدرسه به نظافت خانه بپردازید یا از مهمان پذیرایی کنید؟ پول اضافی در آوردن، نظافت کردن و در خدمت مهمان بودن در مقابل گنجینه ای که در اختیار دارید، یعنی فرزند واقعا ناچیز است.

اگر در رسیدن به نیازهای روانی فرزند خود سهل انگاری کرده اید، اگر روابط شما با او نزدیک نبوده است، تلاش برای عوض کردن او در چند روز، چند هفته و حتی چند ماه بی حاصل خواهد بود. اما با دوراندیشی و با صبر و حوصله و مخصوصا با کسب اطلاع از یافته های روان شناسی و تعلیم و تربیت، می توانید اشتباهات گذشته را تا حدی جبران کنید. در واقع می توانید جلوی ضرر را بگیرید. اگر بدانید که امروزه چقدر از نوجوانان و جوانان در حسرت داشتن روابط نزدیک با والدین خود روزگار می گذرانند، واقعا تعجب خواهید کرد. تا دیر نشده است، در رفتار خود تجدید نظر کنید و در صورت امکان از متخصصان تعلیم و تربیت کمک بگیرید و در ایجاد روابط خانوادگی محکم گامهای مثبت تر و تازه تری بردارید.

نظرات (۰)

ارسال دیدگاه