بازگشت

آموزش همدلی به کودکان

۱۳۹۹/۰۸/۲۹ (۰) دیدگاه
آموزش همدلی به کودکان

فرض اساسی در تربیت و آموزش مهارت های اجتماعی این است که فقر مهارت های اجتماعی موجب منزوی و طرد شدن فرد از گروه همسالان میشود. به همین دلیل فراگیری مهارت های اجتماعی در سنین پایینتر باعث پذیرش اجتماعی فرد در مراحل بالاتر خواهد بود

فرض اساسی در تربیت و آموزش مهارت های اجتماعی این است که فقر مهارت های اجتماعی موجب منزوی و طرد شدن فرد از گروه همسالان میشود. به همین دلیل فراگیری مهارت های اجتماعی در سنین پایینتر باعث پذیرش اجتماعی فرد در مراحل بالاتر خواهد بود.

تعریف همدلی
همدلی به معنی فهمیدن دیگری به گونه ای است که با او هویت می یابید و احساس می کنید شبیه او هستید. هافمن معتقد است که رشد اخلاقی، ظرفیت و توانایی فرد در کنترل رفتار خود از طریق در نظر گرفتن تاثیر آن بر احساس ها و تجارب افراد دیگر است. توانایی و ظرفیت همدلی، مستلزم قدرت تجرید و انتزاع فراوان است و معرف حالت نسبتا پیشرفته ای از رشد اخلاقی است.

همه والدین امید دارندفرزندانی تربیت کنند که واجد ویژگی های اخلاقی قوی، ظرفیت دلسوزی و غمخواری، مهارت های ضروری که سلامت فرد را تضمین می کنند، و روابط رضایت بخش با دیگران باشند. همدلی یا قادر به درک احساس احساس دیگری در قلب اخلاق و تحول اجتماعی قرار داشته و فرد را در جهت انجام کارهایی برای دیگران برمیانگیزد. همچنین همدلی به عنوان "تطبیق خود از نظر ذهنی با یک شخص یا چیزی به منظور فهمیدن احساسات و منظور اوست.

مراحل تحول همدلی در کودکان

بسیاری از متخصصان تحولی نگر معتقدند طی چهار مرحله، احساس همدلی و دلسوزی کودکان رشد می یابد (پاتن، 2001):

مرحله اول - در خلال سال اول زندگی اتفاق می افتد و با "اندوه کلی" مشخص میگردد و شامل احساس نوزادی است که صدای گریه نوزاد دیگر را می شنود.

مرحله دوم - بین سال اول و دوم زندگی اتفاق می افتد و به آن همدلی خودمیان بین گفته می شود که "در سنین نوپایی مشاهده می شود" در این مرحله کودک با گریه و اندوه کودک دیگر شروع به ناله کردن می کند.

مرحله سوم - در حدود 2 تا 3 سالگی اتفاق می افتد و هنگامی است که کودکان با هیجان های دیگری غیر از اندوه نیز همدلی می کنند. این هیجانات می توانند شامل یاس، ترس، تعجب، غم، خشم و لذت باشند. به این سه مرحله اول تحول همدلی "همدلی برای احساس دیگران" گفته می شود.

مرحله چهارم - مربوط به دوران بعد از کودکی یعنی سنین 8 سالگی است که "همدلی برای شرایط زندگی دیگری نامیده می شود. در این زمان کودکان تجربه های وسیعتری داشته و درک بهتری از مفاهیم انتزاعی دارند که آنها را قادر می سازد تا با تصویرپردازی بتوانند درد و لذت دیگران(به صورت فردی یا گروهی) را بهتر درک کنند.

نکاتی برای مربی

کودکان نه تنها باید یاد بگیرند یا هیجانهای درونی خود هماهنگ شوند، بلکه باید هماهنگی با احساسات دیگران را نیز فرا بگیرند. همدلی، پاسخی عاطفی متناسب با هیجان خود فرد به آشفتگی دیگری است. تحقیقات نشان می دهند که:

1- مادرها و مربیانی که رفتارشان نسبت به کودکان پیش دبستانی مبتنی بر پاسخدهی غیرتنبیهی و غیرزورگویانه است، کودکانی تربیت می کنند که از توانایی همدلی شناختی و عاطفی قویتری برخوردارند.

2- هر چه کودکان دلیل رفتارهایشان را بیشتر بدانند و اطلاعات بیشتری درباره تاثیر رفتارشان بر دیگران و اهمیت مشارکت داشتن دریافت کنند، همدلی و رفتار اجتماعی در آنها تقویت می شود.

3- اگر مربیان و والدین رفتار همدلانه را برای کودکان الگوسازی کنند و نسبت به آنها همدلی کنند، نگرشهای جامعه پسندانه در کودکان افزایش می یابد.

4- وقتی کودکی به دیگران صدمه می زند و درباره رفتارش توضیح دریافت می کند، فضای همدلانه گسترش می یابد.

5- مربیان و والدینی که کودکان را به بحث درباره احساسشان و مسایل به وجود آمده ترغیب می کنند، رفتار همدلانه را در آنها گسترش می دهند.

همچنین تحقیقات نشان داده اند که الگوسازی والدین از رفتار همدلانه و مراقبتی نسبت به کودکان و نسبت به دیگران در جایی که کودکان حضور دارند، رابطه ی محکمی با تحول نگرش ها و رفتارهای جامعه پسندانه کودک دارند. در تحقیقی نشان داده شده است که مربیان و والدینی که کودکان سن مدرسه را به بحث درباره احساس و مسائلشان ترغیب می کنند به تحول همدلی در آنها کمک می کنند. 

تحقیقات نشان داده اند که وقتی کودکان به دیگران صدمه می زنند و یا باعث آشفتگی دیگران می شوند، اگر به آنها توضیح داده شود که چرا این رفتار صدمه زننده است، اینکار روی رشد همدلی کودکان تاثیر مثبت دارد.

عوامل زیر با رشد همدلی رابطه منفی دارد، یعنی همدلی افراد را ضعیف می کنند:

1- تهدید یا تنبیه بدنی

2- مراقبت غیرمنسجم و ناپایدار از کودک (جدایی، طرد و نادیده گرفتن کودک)

3- آزار و سوء استفاده از کودک

4- تشویق های بیرونی و رشوه دادن به کودک (تشویق با جهت گیری بیرونی، تشویقی است که کنترل درونی کودک را ضعیف می کند و بیشتر او را به کنترل شدن توسط دیگران وابسته می کند و یا اینکه فرد نه به خاطر خودش، بلکه صرفا به خاطر دیگران کاری را انجام می دهد.)

نظرات (۰)

ارسال دیدگاه